|
بو وئبلاق یالنیز بعضی شئیلری گورسده بیلن بیر گوزگودور.
|
(آذربایجان-ین گورکملی شاعیری بختیار وهابزاده وفات ائتدی . . .)
دئمیشدی:
دئولر گؤرموشم کی ناغیل دئولری
اونلارین یانیندا بیر تویوقدولار
هله میللتلر یئرینه کاغیذا قول چکنلردن ده دئمیشدی. گولوستان پوئماسین اوخویوبموسوز؟
و روسلار باران دئدی فارسلار… بو نو دا اؤز آغزیندان ائشیتدیم. کامئرا فیلمی چکمیشدیلر اوندان. دئییردی: «کندین اولماسان هئچ نه دئییلسن. هر نه اولورسان اول کندین اول.»
ائشیتدیکلریمه گؤره اونون کیتابلارینین یاییملانماسی سایین ارشاد باخانلیغی طرفیندن رسمی اولاراق یاساق ایدی. هه! ائله بو راحاتلیغا: اونون کیتابلاری گونئیده یاساق ایدی.
او یاساق دیلین شاعیری ایدی.
نه ایدی او؟
آلنی آچیق اونا دده دئمک هئچ ده چتین دئییل. دده بختیار دونیاسینی دهییشدی. بیز هرهمیز بیر جوره بورجلویوق اونا.
او اورتا آسیانین ان مشهور شاعیری دئییلدیمی ؟
او اؤلدو، آللاه بیز دیریلره! رحمت ائلهسین.
مقاله ی حاضر با این پیش فرض ارائه می گردد که حول شیوه ی مبارزه ی غیر خشونت آمیز به عنوان راهبرد برون رفت و بهینه برای گذار به دموکراسی و دستیابی به قدرت اتفاق نظر داشته باشیم، اتفاق نظر حول مزایا و دلایل انتخاب این نوع شیوه ی مبارزه به صورت پیمان نا نوشته ای میان مبارزان هویت طلبی آذربایجان وجود دارد، اصرار نگارنده نیز بر اطلاق عنوان "هویت طلبی" به جای "حرکت ملی" تنها تاکید بر وجهه مدرن بودن جنبش آذربایجان و استفاده از ابزار های مدرن مبارزه در برابر جنبش کلاسیک ناسیونالیستی می باشد و هیچ معنی و مفهوم اختلافی را در ذهن نمی پرورد.
مبارزه غیر خشونت آمیز بسیار پیچیده تر از راههای مبتنی بر خشونت است و حاوی انواع بسیار متنوعی از مبارزه است از مهمترین روش های مبارزات و نافرمانی مدنی که در دهه های اخیر در کنار مبارزات خشونت آمیز جایی برای خود باز کرده است و از تاثیر گذاری شگرف و کم هزینه ای برخوردار است مبارزات و نافرمانی مدنی الکترونیکی است که علاوه بر افزایش اثر بخشی در مبارزات تا حد زیادی از میزان خشونت و هزینه های تحمیلی دیکتاتور ها بر روی نیروهای دموکرات می کاهد.
مبارزات الکترونیکی و ارتباطی که بر پایه ی اینترنت، مخابرات و رسانه ها می باشند جزو مبارزات "بدون مرکز" و اوربیتالی ست که به صورتی خطوطی گره های گراف مبارزان را به هم وصل می کنند و شبکه ی نیروهای انسانی را در عین تغذیه اطلاعاتی و تزریق روحیه ی مقاومت از دسترسی شبکه های جاسوسی دیکتاتور های دور نگه می دارند و قدرت فوق العاده ای در مانور و غافلگیری و جلب توجه افکار عمومی جهان به عدم مشروعیت دیکتاتور ها، جنایات، ترور، شكنجه، نسل كشي و خشونت دولتهاي مستبد و يا بي عدالتي هاي اجتماعي دارند. استفاده از این شیوه های مبارزاتی در اکثر تغییرات سیاسی کشورهای مختلف جهان به عنوان راههای قطعی و یقینی تجربه شده است و توانسته موفقیت های بزرگی برای جنبش های اجتماعی و سیاسی کسب کند.
پروفسور جین شارپ (Gene Sharp)در کتابچه ی "از دیکتاتوری تا دموکراسی " از حدود دویست روش اقدامات غیر خشونت آمیز نام برده است که تحت سه دسته اصلی " اعتراض، ترغیب، عدم همکاری و تهاجم" طبقه بندی شده اند. در نوشتار حاضر با بر شمردن و بررسی روش های نوین مبارزاتی مستقیم و غیر خشونت آمیز الکترونیکی و ارائه ی مثال های موفق آن افق های تازه ای را پیش روی فعالات هویت طلبی آذربایجان خواهیم گشود تا با بکارگیری آنان دستیابی به آزادی -دموکراسی و تحقق مطالبات و احقاق حقوق مردم آذربایجان از دیکتاتور ها تسریع گردد.
و تو چه ميداني زبان مادري يعني چه؟
*سعيد ثمره
*ترجمه محمد امين هاشمي
در 30 كيلومتري شمال «داكا» پايتخت پرجمعيت ترين دلتاي جهان يعني بنگلادش شهري
درميان آفتاب كه بعضا دچار مه غليظ صبحگاهي و شامگاهي است ميدرخشد. اين شهر
زماني اقامتگاه يكي از راجوهاي هندي بوده است.
اما امروزه از آنها فقط قلعهاي مانده كه جزء آثار باستاني و ميراث ملي بنگالها ثبت شده است. صبح يك روز زمستاني كه آقتاب همچنان مي درخشد قرار است در ميدان اصلي شهر طرفداران «زبان مادري» در يك تجمع، رمانتيكترين روز خود را به نمايش بگذارند. در چهار سوي ميدان موج سنگين جمعيت در رفت و آمد است؛ درشكهچيها، دستفروشها، زنان بچه به بغل، رانندگان، مردان پولدار، كودكان گرسنهاي كه منتظر تخليه ي آشغال هاي رستوران بزرگ شهرند، به چشم ميخورند. در گوشه ي ديگر ميدان چند سرباز حكومتي باتوم به دست فرمان «حركت كن، توقف نكن» صادر ميكنند.
«احمد سليم» شاعر جوان و محبوب جوانان شهر و چند نفر از دوستانش مشغول شناسايي بهترين محل براي نصب پارچه نوشته و پلاكاردهاي خود هستند. آنها به شوق صحبت به زبان مردم بنگال كه آن را مثل جان و دل در روح خود پروراندهاند منتظر رسيدن ساعت 10 صبح هستند. هنوز ساعتي مانده است كه ضياءالدين دبير ادبيات و دوست احمد سليم از راه ميرسد و در حالي كه هيجان و حس محبت آميزش بر چهره نمايان است مي پرسد؛ «مجّوز ، مجوز برنامه را گرفتهايد؟»
احمدسليم با آرامشي خاص كه مثل شيوخ پا به سن، جلوه اش ميداد ندا در داد «استاد، شما نگران آن مسأله نباشيد، تأييديهي فرماندار نظامي در جيب مبارك بنده است» تيغ آفتاب كه عريانتر شد كمكم عابران و فروشندگان اطراف ميدان در مقابل چشمان خود بيرقهاي سبزي كه بر روي آن به زبان مادري مردم را دعوت به شركت در مراسم يادبود زبان مادري ميكرد بر افراشته ديدند. بعد از ساعتي در زير نظر سنيگن باتوم به دستان سبزهاي كه دور ميدان را قرق كرده بودند مراسم شروع شد. دختر جواني كه برنامه را شروع كرد، شعري خواند كه حاضران با هيجان خاصي تشويقش كردند. سپس احمد سليم پشت تريبون قرار گرفت؛ ميدان منفجر شد، جمعيت فرياد برآورد «زنده باد احمد سليم»، «زنده باد زبان مادري»، «زبان مادري بايد به مدرسه برگردد »، «زبان مادري زبان بنگالي است»و…
احمد سليم اول صحبت كرد؛ او استاد خطابه است، اما هنوز به شعرش نرسيده است شعر كه بخواند همه را از جا خواهد كند، او خوب مي داند كه حاكميت پاكستان غربي چقدر به استقلال زبان پاكستان شرقي يعني بنگال حساس است لذا سعي ميكند از منظر قانون و عقلگرايي حرف بزند. تيغ آفتاب بر پيشاني بلند و كم موي او ميتابد. چشمان سياه و چهرهي سبزهاش در مقابل حرارت آفتاب صميمانه سخن ميگويد.
جماعت حاضر برايش كف ميزنند و زنده باد زبان مادري ميگويند. ناگهان مردم احساس ميكنند محل اجتماعشان هر لحظه تنگتر و فشردهتر ميشود. كم كم زمزمههايي به گوش ميرسد «مواظب باشيد سربازان حركات مشكوكي دارند» اما احمد سليم همچنان غرق خطابه است، او آرام آرام شروع به قرائت شعر در مجد و عظمت زبان مادري ميكند:
و تو كه زبان آب و آفتاب را نميفهمي
و تو كه لالایي مادران بنگال را درك نمي كني
و تو كه نگاه نرم كودكان شيرخواره را نميداني
چگونه ضربان قلب مادر بنگال را درك خواهي كرد؟
مادر بنگال، مادر آب، مادر هواي شرجي دلتا
زبانت را پاس مي داريم
مادر آلونكهاي كنار رودخانه
مادر كرجيهاي رود بنگال
مادر مردان و كودكان ماهيگير و كارگر
مادر بنگال مقدّس
زبانت را پاس ميداريم»
احمد سليم هنوز شعر مي خواند. اما مردم ديگر تحمل تنگي مكان را ندارند. ناگهان نعرهاي از ميان جمعيت به هوا خاست. «بگيريد اين وطن فروشان را، جاسوسان هندوستان، جاسوسان استعمار…جاسوس بت پرستان ….جاسوسان ملت نجس..»
و ناگهان گلولهاي از حاشيهي ميدان شليك شد. گلوله از بالاي سر مردم گذشت و گلوي ملتهب احمد سليم را شكافت. شعر احمد سليم با خون در آميخت…
و اما…….
امروز سالها از آن اتفاق ميگذرد و مردم بنگال زبان مادري خود را به دست آوردهاند. مردمي كه هر روز از حاشيه ي ميدان مركزي شهر ميگذرند، مجسمه ي سفيدرنگي ميبينند كه سايه ي آفتاب بر سر خويش دارد. آن مجسمه كسي نيست جز احمد سليم، شهيد راه زبان مادري بنگالها، 21-فوريه [2 اسفند] به ياد احمد سليم و هزاران انسان مثل او در تمام جهان به پيشنهاد بنگلادش و به تأييد يونسكو و ديگر كشورهاي جهان «روز جهاني زبان مادري» ناميده شده است.
برای امضا کردن روی لینک زیر کلیک کنید
کمپین امضای آموزش به زبان مادری- Türkçe Eğitim İçin İmza Kampanyası
شمشیر زبان فارسی در دست محمود دولت آبادی- س. حاتملوی
سایت برای یک ایران که می خواهد هر طور شده حتی با منقاش هم شده کلمه ی مثبتی نسبت به زبانهای غیر فارس از دهان رمان نویس محترم در بیاورد، می پرسد: «نظرتان در باره ی حق تحصیل به زبان مادری چیست؟» اگر فکر می کنید که دولت آبادی که خواهان « سعه ی صدر» و « احترام متقابل» نسبت به دیگر فرهنگ ها است، فوراً خواهد گفت البته که تحصیل به زبان مادری حق مسلم همه است چرا که حتی کنوانسیونهای بین الملی که جمهوری کذائی اسلامی ایران امضا کننده ی اکثریت آنها می باشد، دولتها را ملزم به رعایت آن می کند. خیر من باید شما را نا امید بکنم. ایشان عوضش می فرمایند: « این در مجموعه باید تبیین بشود.» و باید « بررسی عام و جامعه شناسانه بشود.» به عبارت دیگر اینجا هم باید ابتدا دانشمندان آنرا بررسی کرده روشن بکنند که اگر یک کودکی در اردبیل، سنندج، زاهدان و یا خرمشهر (محمره) به زبان مادری خود تحصیل بکند آیا سقف «ایرانیت» و « زبان پارسی دری» فرو می ریزد یا نه؟ و نویسنده ی محترم ما برای اینکه آش را بیشتر از این شور نکند، می فرماید: « به گمان من در کنار زبان فارسی، یاد گیری زبان مادری یک امری عادی است» البته فکر نکنید که منظور دولت آبادی از بکار بردن لفظ « یادگیری» تحصیل و یاد گیری آن زبان در مدرسه است. خیر منظور دولت آبادی یادگیری شفاهی زبان است. برای دولت آبادی که « زبان مادری همه ی ایرانیان را زبان دری پارسی» می داند، یاد گرفتن زبان مادری دیگری در مدرسه کاریست عبث و لذا برای جلوگیری از هر گونه سو تفاهمی بلافاصله می افزاید: « اما آنچه گفتم این است که تنه ی زبان در کشور ما که شاخه های مختلفی دارد، زبان دری است.»
سنين گؤزلريندن باشلاندى زامان
قوى هئچ ايشلهمهسين بوزوق ساعات لار
يالان يالنيش يازسين قيسير تقويملر
گؤزلرينده سئوينج وار
حيات وار
بير آز دا كدهر
باخيشين تانرىنين باغيرتيسى دير
سنين گؤزلريندن باشلاندى تانرى
گؤزلريندن اؤنجه
قارا بير شئيطانين قوللوقچوسويدوم
و گؤزلريندن سونرا
ياشيل بير تانرىنين قيزيل بوقچاسى
سنين گؤزلريندن باشلانيرام من
بيله یيمده پوليس كلَفچهلرى
اورهیيمده آلا گؤزلرين
ساعات يئرينه
تيق ... تيق ... تيق ...
قووالايير كيپريكلرين ثانييهلرى
تاخ ... تاخ ... تاخ ...
قووالايير منى پوليسلر
واورهييمده دؤيونور زامان و دايانير
آخى گؤزلرينين باريتيندان آچيلير
اليميزده كى سئودا تاپانچالارى
و عئينى زاماندا پارتلاياجاق
سنين گؤزلرينه كؤكلهنميش
اورهك بومبالاريميز.

باکی-شهیدلر خیابانی
