|
بو وئبلاق یالنیز بعضی شئیلری گورسده بیلن بیر گوزگودور.
|

تبعيض، خفت، ستم و فشار ده ها ساله لازم است تا صبر ملتى لبريز شده و خودانگيخته و بى هيچ برنامه و سازمانى به خيابانها ريخته و پايان دوران ننگ و ذلتى را كه در حق او اعمال مى گردد، خواستار شود. بايد جان به لب انسانها رسيده باشد تا به ميدان آيند و طالب پايان يافتن نژادپرستى و برترى طلبى شوند. سى سال حاكميت جمهورى اسلامى و تلاش هاى اپوزيسيون هاى رنگارنگ از چپ تا راست و عجز و ناتوانى آنها در سازمان دادن كوچكترين اعتراضات مردمى نشان مى دهد كه در خرداد هشتادوپنج چه رخداد تاريخى اى در كناره هاى رود ارس انجام پذيرفته است. و چه بى شرمانه بخش هايى از همين اپوزيسيون در آن روزها در كنار نيروهاى جمهورى اسلامى به تشويق قلع و قمع جوانان تورك مى پرداختند. در آن روزها تعدادى از فرزندان آذربايجان در خاك و خون در غلتيدند و با پذيرش گلوله هاى سربى در پوست و استخوان خود به زير خاك رفتند. گناهشان تنها آمدن به خيابان و تظاهرات بود. آيا اين كار دليلى كافى براى شليك گلوله به مغز و قلب آنها بود؟ از نظر ماموران حافظ ديكتاتورى پاسخ مثبت بوده و همين امروز نيز مثبت است و آنها در قلع و قمع جوانان آزاديخواه ترديد به خود راه نخواهند داد.
آنچه در خرداد سال هشتادوپنج شمسى در شهرهاى آذربايجان به وقوع پيوست تحولى كيفى در روند خودآگاهى و مبارزه ملت تورك آذربايجان براى بازپس گرفتن ابتدايى ترين حقوق انسانى اش بود. كاريكاتور روزنامه ايران هم چون جرقه اى بود كه زبانه هاى مهيب آتش را بدنبال آورد و احدى جلو دار آن نبود. خيزش بى مانند ملت تحت ستم آذربايجان هم چون زلزله اى بزرگ امواج عظيمى را هم چون يك سونامى براه انداخت و نشان داد تا چه حد مردم آذربايجان از سياست هاى به غايت شوينيستى جمهورى اسلامى ناراضى هستند. سياست هايى كه در زمان رضاخان مير پنج پايه گذارى شده و تا به امروز ادامه دارد.
خرداد هشتادوپنج، سر فصل تازه اى در مبارزه اجتماعى و مدنى آذربايجان گشود و راه را براى قدم هاى بعدى روشن تر و هموارتر ساخت. خرداد هشتادوپنج، خرداد خودآگاهى و اعتراض بود. خرداد شكوفايى جوانه هاى تغيير و روشن كردن مشعل مبارزه و بيدارى جمع انبوهى از نسل جوان آذربايجان بود. روز هاى خرداد هشتادوپنج سرفصل افتخار آميز خيزش ملتى بود كه بيش از هشتاد سال است اجازه ندارد زبان مادريش را ياد بگيرد و شبانه روز مورد تمسخر و تحقير و تبعيض است. شعله هاى گرم و سوزان آتش خرداد هشتادوپنج آه عميق انسان هايى بود كه بى هيچ گناه و تقصيرى مورد اجحاف قرار گرفته اند و در صدند طومار سياه و كثيف اين دوران ننگ را با همان شعله ها به خاكستر تبديل سازند.
به لحاظ مفهومى عميق ترين، راستگويانه ترين و بيادماندنى ترين شعار آن روزها شعارى بود كه بر روى ورقه سفيدى نوشته شده بود اما بيشتر از بقيه شعار ها شنيده مى شد و در عين سادگى و خلوص خود، برد و گيرايى خاصى داشت. "هاراى هاراى من توركم" تجلى مركزى ترين خواسته ملت آذربايجان است كه در وهله اول بدنبال هويت خويش است كه همواره در دوران پهلوى و جمهورى اسلامى انكار شده و روشنفكران خود فروخته با دكترين هاى كذايى سعى در مسخ تاريخ و فرهنگ و ريشه او نموده اند. شعار "هاراى هاراى من توركم" به درست ترين وجهى با چند كلمه ساده درونى ترين خواست ملت آذربايجان را به نمايش مى گذارد و در صدد است براى ساختن آينده اى سعادت آميز خشت اول را درست بر زمين بگذارد.
خرداد هشتادوپنج شمسى نقطه عطف بزرگى در مبارزات مدنى و آزاديخواهانه ملت آذربايجان است. آن روزها، حركت ملى آذربايجان را وارد فاز تازه اى كردند و خودآگاهى اجتماعى را به طرزى باورنكردنى ارتقا دادند. خرداد هشتادوپنج به تمام دنيا نشان داد كه ملت آذربايجان با كدامين جديت و تلاشى بدنبال بازپس گرفتن خواسته هاى انسانى خويش است وتا تحقق آنها از پاى نخواهد نشست.
"جنبش دانشجويى آذربايجان - اؤيرنجى" ياد خرداد هشتادوپنج را گرامى مى دارد. در سالگرد آن روزها با سكوت خود ياد جوانان در خون غلتيده آذربايجان را گرامى بداريم و با خود عهد كنيم راه آنها را ادامه دهيم.
گله جك بيزيمدير