<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>چاغمور</title>
<link>http://chagmur.blogfa.com/</link>
<description>بو وئبلاق یالنیز بعضی شئیلری گورسده بیلن بیر گوزگودور.</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 30 Dec 2009 16:05:21 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title> اعترافات علیرضا نوری زاده</title>
<link>http://chagmur.blogfa.com/post-379.aspx</link>
<description>&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;علیرضا نوری زاده در جایی از نوشتهء مذکور به حضورش در یک یادروز شهیدان کرد &lt;/p&gt;&lt;p&gt;اشاره می کند و می نویسد:  &quot;من در پی سخنی از سخنران جوانی که می گوید بله، بد نیست &lt;/p&gt;&lt;p&gt;فارسی هم بلد باشیم که فردا اگر مستقل شدیم با همسایه ایران مان بتوانیم سخن &lt;/p&gt;&lt;p&gt;بگوییم، با این اشاره که «نمی توانم پنجه کشیدن بر پیکر ایران مادرمان را تحمل کنم &lt;/p&gt;&lt;p&gt;و لحاف چهل تکه وطنم را به اندازه جانم دوست دارم» از سالن خارج می شوم&quot;. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;علی رضا نوری زاده اظهار عقیده یک سخنران جوان را، که به استقلال احتمالی کردستان &lt;/p&gt;&lt;p&gt;اشاره دارد، به پنجه کشیدن یک حیوان درنده تشبیه می کند. این در حالیست که ماده 18 &lt;/p&gt;&lt;p&gt;منشور جهانی حقوق بشر آمده است:&quot;هر کس حق دارد که از آزادی فکر ، وجدان و مذهب بهره &lt;/p&gt;&lt;p&gt;مند شود. و در ماده 19 همان منشور قید شده است که؛ &quot;هر كس آزاد است هر عقيده اي را &lt;/p&gt;&lt;p&gt;بپذيرد و آن را به زبان بياورد و اين حق شامل پذيرفتن هر گونه رأي بدون مداخله &lt;/p&gt;&lt;p&gt;اشخاص مي باشد&quot;. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;این اعترافات علیرضا نوری زاده واقعاً تکان دهنده است و تناقض آشکار افکار وی را با &lt;/p&gt;&lt;p&gt;مفاد منشور جهانی حقوق بشر به روشنی نشان میدهد. منشور جهانی حقوق بشر در واقع کف &lt;/p&gt;&lt;p&gt;مطالبات دمکراتیک مردم در تمامی جهان و بالطبع آن در ایران است. اما این واقعیت تلخ &lt;/p&gt;&lt;p&gt;نشان میدهد که دنیای ذهنی آقای علی رضا نوری زاده و دوستان هم فکرش بشدت آشفته است. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;آنان اگر چه در حرف از اعلامیه جهانی حقوق بشر سخن می گویند، اما در عمل با آن ضدیت &lt;/p&gt;&lt;p&gt;برمی خیزند. آیا پاسخ یک جوان کرد، که از سر یاس و ناامیدی برای احیاء حقوق ملی در &lt;/p&gt;&lt;p&gt;ایران به احتمال استقلال کردستان اشاره می کند، درنده خو خواندن عقیدهء وی است یا &lt;/p&gt;&lt;p&gt;یافتن پاسخی مستدل در عمل (و نه صرفا حرف) برای قانع کردن وی؟! &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;چه کسانی عقیده را با خشونت پاسخ می دهند؟ آیا این شیوهء عمل دیکتاتوری پهلوی ها و &lt;/p&gt;&lt;p&gt;رفتار جمهوری اسلامی در 30 سال گذشته نبوده است؟ آیا آقای نوری زاده و همفکران وی &lt;/p&gt;&lt;p&gt;در فردای جمهوری اسلامی از همان روشهای کهنه در برخورد با آزادی عقیده مردم سود &lt;/p&gt;&lt;p&gt;نخواهند جست؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Wed, 30 Dec 2009 16:05:21 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=chagmur&amp;postid=379</comments>
<dc:creator>chagmur</dc:creator>
<guid>http://chagmur.blogfa.com/post-379.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درگذشت آیت‌الله‌العظمی منتظری</title>
<link>http://chagmur.blogfa.com/post-378.aspx</link>
<description>&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;درگذشت آیت الله العظمی منتظری را تسلیت می گویم. انسان آزاده ای که زندگی اش 
درس آموز بود و در گذشت اش نیز درس آموز خواهد بود. بزرگی آیت الله نه صرفاً به 
خاطر مقام مذهبی و علمی که به لحاظ انسانیت ایشان بود. آقای منتظری در طول زندگی اش 
با عمل خود درس های بزرگی به ما داد. این درس ها نه به وسیله ی نوشته ها و کتاب ها 
و گفتارها، بل که با عمل به ما داده شد. به همین خاطر این درس ها هرگز فراموش 
نخواهد شد. &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تئوری های زیبای مذهبی در طول حیات هر یک از ما، از طریق پدر و مادر و مدرسه و 
رسانه به ما منتقل می شود: این که راست بگوییم و دروغ نگوییم، این که مهربان باشیم 
و ظلم نکنیم، این که در مقابل ستمگر بایستیم و به پشتیبانی از مظلوم برخیزیم، این 
که جز خدا از کسی نترسیم، این که بت نسازیم و بت های زمینی را که هر روز در مقابل 
آن ها زانو می زنیم بشکنیم، این که منافع خودمان را به منافع اجتماع ترجیح ندهیم و 
از جان و مال و آبرو و مقام علمی و هر چه که در طول سال ها به زحمت به دست آورده 
ایم در راه &quot;حقیقت&quot; و &quot;انسانیت&quot; بگذریم...&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;
&lt;p&gt;تئوری های زیبای مذهبی همواره با داستان های زیبای مذهبی همراه بوده است: داستان 
حلم و صبوری پیامبر در مقابل دشمنان، داستان حضور حضرت علی در دادگاه به خاطر شکایت 
یک غیرمسلمان و رای دادگاه به نفعِ شاکیِ حضرت علی، داستان مبارزه ی جانانه حضرت 
امام حسین با دستگاه جابر زمان، داستان مباحثات علمی امامان با منکران اسلام و 
حمایت از حق انسانی کسانی که مسلمان نبوده اند، داستان حصر و محدودیت اولیاء دین به 
فرمانِ حکام ظالم و پیروزی آنان در شرایطی که همه ی شواهد و قرائن حاکی از برتری و 
قدرت بلامنازع حکام بود... &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما این تئوری ها و داستان ها در واقعیت هرگز صورت تحقق نیافت. حکومت اسلامی که 
آمده بود این تئوری ها را در جامعه پیاده کند و این داستان ها را الگو قرار دهد، 
خود تبدیل به حکومتی ظالم شد و در ردیف حکومت معاویه و یزید قرار گرفت. حکومتِ 
کسانی شد که اسلام را به نفع خود تفسیر می کردند و مردم را مورد ظلم قرار می دادند. 
&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاری که آیت الله العظمی منتظری کرد، پیاده کردن تئوری های فراموش شده در عمل 
بود. روزی که آیت الله در مقابل قدرت ایستاد و از ظلم در زندان ها سخن گفت، از صف 
حکومت رسمی خارج شد و به صف حکومت دل پیوست؛ به مولایش علی پیوست. آیت الله به قدرت 
و حکومتی که می دانست چند هفته بعد به او خواهد رسید با شجاعت، و بدون مصلحت اندیشی 
های رایج زمانه پشت کرد و به صف مردم پیوست. &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این کار کمی نبود. سال ها حصر و محدودیت، نتیجه ی این شجاعت بود. و سال ها گذشت، 
و پرده از چهره ی کریه حکومت جور بر افتاد و صدای اعتراض مردم از هر کرانه به گوش 
رسید. آیت الله اما در حد مبارزه با ظلم حکومت باقی نماند. آیت الله به فکر انسان 
بود. به فکر انسان با هر مذهب و مرام و مسلک. روزی که آیت الله العظمی منتظری در 
رابطه با بهائیان فتوا صادر کرد و به صراحت و روشنی از &quot;حق آب و گِل&quot; و &quot;حقوق 
شهروندی&quot; ایرانیان بهایی سخن گفت سدی را که سال ها، روحانیت شیعه در مقابل بهائیان 
ساخته بود با شجاعت شکست و صف انسان های پیرو مذهب شیعه را به صف انسان های پیرو 
مذاهب و مرام های دیگر پیوند داد و یک گام بزرگ به سمت صف واحد انسان فارغ از هر 
مذهب و مسلک و مرام برداشته شد. &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کار آیت الله العظمی منتظری بزرگ بود؛ بسیار بزرگ. مردم ایران به شکلی شایسته با 
این مرد بزرگ وداع خواهند گفت. مرگ ایشان به مانند حیات شان درس بزرگی به حکومت جور 
و حاکم جائر خواهد داد. نام ایشان به نیکی در تاریخ ایران ثبت خواهد شد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-weight: bold; &quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.fmsokhan.com/&quot;&gt;وبلاگ ف. م. سخن&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Wed, 30 Dec 2009 16:03:32 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=chagmur&amp;postid=378</comments>
<dc:creator>chagmur</dc:creator>
<guid>http://chagmur.blogfa.com/post-378.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برای احمد آقا زیدآبادی؛از سیرجان تا گناباد</title>
<link>http://chagmur.blogfa.com/post-377.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify; &quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; &quot;&gt;&lt;strong&gt;کلمه:سوسن شریعتی&lt;/strong&gt;- آمار نشان می 
دهد کتاب «کویر» شریعتی را فقط جوانان می خوانند و عشاق. اگر مسوولان صدور حکم برای 
زیدآبادی، عاشق تر بودند و جوان تر و کتاب این فرزند دیگر کویر را خوانده بودند هیچ 
تردیدی نیست که چنین حکمی صادر نکرده بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify; &quot;&gt;مگر می شود کویر را خوانده باشی و بچه سیرجان را به 
گناباد و آن هم به قصد تنبیه پرتاپ کنی؟ جمله را بخوانید؛ «آنچه در کویر زیبا می 
روید خیال است، این تنها درختی است که در کویر خوب زندگی می کند، می بالد و گل می 
افشاند. خیال این تنها پرنده نامرئی که آزاد و رها همه جا در کویر جولان دارد.»&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify; &quot;&gt;زیدآبادی فرزند کویر است؛ «از همان درختان شجاعی که 
در کویر می رویند». گناباد باشد یا سیرجان چه فرقی می کند؟ جوانی اش می گوید مثل 
همه بچه های این خطه می داند در برهوت چگونه از پس زندگی برآید یا بر عکس از پس 
برهوت. مگر قرار نیست به او سخت بگذرد. سخت نخواهد گذشت؛ «آسمان کویر پر از سرگرمی 
است. پر از جاده های روشن که به ابدیت می پیوندد. «شاهراه علی» و «راه مکه» تفرجگاه 
مردم کویر. (شریعتی)&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify; &quot;&gt;برای از خاصیت انداختن بچه کویر باید او را به جای 
خوش آب و هوا پرتاب کرد؛ جایی که آب باشد و ابر و رطوبت. هوایی خوش و سبزی و چهچه 
بلبلان… رطوبت می آید و… دیگر معلوم نیست از تخیل زیدآبادی چیزی باقی بماند؟ البته 
اگر همین تخیل مسبب جرائم او باشد. هنوز هم دیر نشده است، کویر را بخوانید و حکم 
زیدآبادی را تغییر دهید.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify; &quot;&gt;منبع : اعتماد&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; &quot;&gt;***&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;posttitle&quot;&gt;احمد زيدآبادي - خرداد ۱۳۸۵&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class=&quot;postbody&quot;&gt;جامعه ما با انبوهي از مشكلات حل نشده روبروست. اين مشكلات تلنبار 
شده در حال گره خوردن با يكديگرند و از اين رهگذر اي بسا بحراني پديد آورند كه آثار 
و عواقبش ويرانگر باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از ميان همه مشكلاتي كه دامن جامعه ايران را گرفته 
است، به باور من مساله قوميت‌ها از همه سخت‌تر و پيچيده‌تر و بويژه حساسيت 
‌برانگيزتر است، به قدري حساسيت برانگيز كه گاهي اوقات در باره آن حتي نمي‌توان سخن 
گفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعضي از دوستان جوان ترك زبان، اين روزها از وقايعي كه در آذربايجان 
اتفاق افتاده و بايكوت خبري آن در پايتخت، به قدري ناراحتند كه ياراي تحمل هيچ 
موضوع تحريك‌آميزي را ندارند، اما همين دوستان وقتي كه آتش خشمشان فرو مي‌نشيند از 
خواست‌هاي فرهنگي خود با چنان استدلال و منطقي سخن مي‌گويند كه هر مخاطبي را تحت 
تاثير قرار مي‌دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خشم هموطنان ترك ما از بايكوت خبري رويدادهاي تراژيك 
شهرهاي ترك نشين كاملا قابل درك است. آنان بر اين تصورند كه نه فقط دستگاه حاكم، 
بلكه روشنفكران و نخبگان فارسي زبان نيز رنج و درد آنان را ناديده گرفته‌اند. آنها 
خود را در ميان انبوهي از اتهام‌هاي رنگارنگ از وابستگي به بيگانگان گرفته تا تجزيه 
طلبي تنها مي‌بينند و چون تريبوني براي بيان خواست‌هاي مشروع قومي و فرهنگي خود 
ندارند، از خشم به خود مي‌پيچند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر چند كه چنين شرايطي برخي از دوستان ما 
را در بيان عبارات گزنده و تند به واكنش انداخته و بيم آن مي‌رود كه واكنشي مشابه 
از طرف مقابل برانگيزد، اما روشن است كه چنين رفتاري حاشيه‌اي است و عموم فعالان 
قومي ترك هدفي را دنبال مي‌كنند كه چيزي جز حق و حقوق انساني آنها نيست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به 
گمان من، عدم اطلاع از جزئيات وقايع اخير شهرهاي ترك نشين ايران، سبب بروز پاره‌اي 
سوءتفاهم‌ها در برخي محافل پايتخت و ساير شهرهاي ايران شده ‌است كه اگر از طريق 
گفتگوي رو در رو حل و فصل نشود، زيان غير قابل جبراني در پي خواهد 
داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوشبختانه شمار زيادي از فعالان سياسي و فرهنگي با انتشار بيانيه‌اي 
ضمن حمايت از خواست‌هاي مشروع قوميت‌هاي ايران، استفاده از اعمال زور عليه حركت‌هاي 
قومي را محكوم كرده و بخصوص خواستار آزادي تمام دستگير شدگان وقايع اخير شهرهاي ترك 
نشين شده‌اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قاعدتا تا هنگامي اين زندانيان آزاد نشده‌اند، درخواست براي 
آزادي آنها بايد ادامه يابد، اما مساله با آزادي اين زندانيان پايان 
نمي‌يابد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فعالان قومي در سال‌هاي اخير به دليل محدوديت‌هاي فراوان، در 
كانون‌هاي خصوصي مختلف به گفتماني دست يافته‌اند كه امروز به حوزه عمومي كشيده شده 
است. ما فارسي‌زبانان با اين گفتمان و ابعاد و ظرايف آن آشنايي نداريم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به 
باور من، فرهيختگان ترك در ابتدا لازم است كه گفتمان خود را به صورتي كتبي تدوين و 
ارائه كنند تا اولا براي عموم معلوم شود كه آنان چه اهداف و آرمان مشخصي را دنبال 
مي‌كنند و ثانيا راه را بر كساني كه با ادعاي حمايت از حقوق تركها، آشكارا از تجزيه 
خاك ايران و نفرت از ديگر اقوام سخن مي‌گويند، ببندند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در مقابل، روشنفكران 
پايتخت و ساير شهرهاي ايران بايد با حوصله به گفتمان اقوام گوش فرا دهند، اگر آن را 
پذيرفتند كه فبها و اگر به آن نقدي وارد دانستند در فضايي آرام و منطقي وارد تعامل 
و گفتگو شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسلما افرادي از هر دو سو كه ناسيوناليسم قومي را به مثابه 
ايدئولوژي خود تعريف كرده‌اند، براي بحث و گفتگو حوصله لازم را ندارند و با هر 
ادعاي طرف مقابل، از كوره در مي‌روند و صحنه‌اي تمام عيار از ناشكيبايي و بي‌تحملي 
و عصبانيت كه آفت گفتگوست، از خود به نمايش مي‌گذارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسلما تعقيب حقوق 
قومي در همه ابعاد آن يك چيز است و ايدئولوژي قومي يك چيز ديگر. همان اندازه كه 
اولي مشروع و انساني و همراه با انديشه همزيستي و پذيرش وحدت در كثرت است، دومي، به 
واقع هيولاي خشونت طلبي است كه هيچ مرز و حريمي براي انسانيت باقي 
نمي‌گذارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نمونه‌اي از خشونت مهارناپذير هيولاي ايدئولوژي قومي را در آخر 
قرن بيست از يك سو در روندا و بروندي در آفريقا و در ديگر سو، در بوسني هرزگوين و 
كوزوو در اروپا شاهد بوده‌ايم. جناياتي كه در اين درگيري‌هاي قومي عليه بشريت صورت 
گرفت، عرق شرم بر جبين تاريخ انسانيت جاري كرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما هيچ كداممان از هر 
قوم و مليتي و به هر ميزان از سواد و فرهيختگي نبايد خود را مصون از تكرار آن فجايع 
بدانيم، زيرا هيولاي ايدئولوژي قومي و ناسيوناليستي همين كه به حركت در آيد، آدمي 
را در خدمت اهداف خونين خود چنان از خود بيگانه مي‌كند كه فرد براي رسيدن به هدف 
خود، خونريزي و كشت و كشتار همنوعان خويش را عملي مجاز مي‌شمارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از همين 
روست كه من تاكيد مي‌كنم كه به رغم سياست‌هاي بازدارنده و اغلب مخرب دولت، ما اقوام 
ايراني بايد با هم گفتگو و تعامل و همدردي كنيم و كساني را كه جز پاشيدن بذر نفرت 
در ميان اقوام، رسالتي براي خود قائل نيستند، طرد و منزوي كنيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ايران متعلق 
به همه ايرانياني است كه در اين سرزمين ديده به جهان گشوده‌اند خواه به فارسي سخن 
بگويند خواه به تركي و خواه به كردي و عربي و بلوچي. ايران ملك همه ايرانيان است 
خواه شيعه باشند خواه سني خواه يهودي و مسيحي و زرتشتي خواه لامذهب و بي‌اعتقاد و 
خواه پيرو آييني غريب.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;


</description>
<pubDate>Fri, 11 Dec 2009 12:35:16 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=chagmur&amp;postid=377</comments>
<dc:creator>chagmur</dc:creator>
<guid>http://chagmur.blogfa.com/post-377.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سه دلیل حبس هشت ساله متین پور (بخش دوم)- روشنفکر ، بیگانه ای داخلی ، همسایه ، بیگانه ای خطرناک -  اب</title>
<link>http://chagmur.blogfa.com/post-376.aspx</link>
<description>&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;direction: rtl; line-height: 200%; unicode-bidi: embed; text-align: justify; &quot;&gt;&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: 13px; line-height: 26px; &quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;direction: rtl; line-height: 200%; unicode-bidi: embed; text-align: justify; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 200%; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;در 
بخش اول به راز ترس حاکمان از ارتباط با بیگانه پی بردیم و اینکه بیگانه مد نظر ما 
حتی اگر چیزی برای عرضه هم نداشته باشد از آنجا که می تواند زمینه ساز قبول تفاوتها 
در افکار ما باشد. برای آنها که از جمود فکری ما نفع می برند مشکل ساز خواهد بود و 
سعید متین پور قانون عدم ارتباط با بیگانگان را مراعات نکرد ، سعید از یک طرف با 
شعر رامیز روشن و موسیقی (سئزن آکسو) مونس بود از طرف دیگر به مجالس دموکراسی 
خواهان ایران می رفت که از نظر قاضی صلواتی همه آنها بیگانه اند.&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;TR&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 200%; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;direction: rtl; line-height: 200%; unicode-bidi: embed; text-align: justify; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 200%; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;اگر 
بیگانه کسی است که با ما فرق دارد و ممکن است در ما ایجاد تغییر کند پس روشنفکر 
بیگانه ای در خانه خود است. و برای همین پنجاه سال است که از آل احمد تا حال با 
لغاتی از قبیل روشنفکر خادم ، روشنفکر خائن ، تعهد ، تخصص ، خودی ، غیر خودی 
درگیریم و روشنفکر یعنی خائن ، غیر متعهد ، غیر خودی.&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;TR&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 200%; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Fri, 11 Dec 2009 11:21:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=chagmur&amp;postid=376</comments>
<dc:creator>chagmur</dc:creator>
<guid>http://chagmur.blogfa.com/post-376.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اصلاح طلبان بخوانند:</title>
<link>http://chagmur.blogfa.com/post-375.aspx</link>
<description>&lt;div id=&quot;ctl00_ContentPlaceHolder1_DIV1&quot; style=&quot;font-size: 12px; width: 714px; direction: rtl; text-indent: 1em; line-height: 3em; &quot;&gt;&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-top: 0in; margin-right: 0in; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0in; line-height: 30px; font-size: 11pt; font-family: Calibri, sans-serif; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed; &quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; color: rgb(0, 0, 204); &quot;&gt;حکم حبس و شلاق برای معترضین به جوک نژادپرستانه سید محمد خاتمی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; color: rgb(0, 0, 204); &quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-top: 0in; margin-right: 0in; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0in; line-height: 30px; font-size: 11pt; font-family: Calibri, sans-serif; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed; &quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-top: 0in; margin-right: 0in; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0in; line-height: 30px; font-size: 11pt; font-family: Calibri, sans-serif; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;پنجشنبه &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;۱۹&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;آذر &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;۱&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;٣٨٨ - &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;۱۰&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;دسامبر &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;۲۰۰۹&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-top: 0in; margin-right: 0in; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0in; line-height: 30px; font-size: 11pt; font-family: Calibri, sans-serif; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed; &quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-top: 0in; margin-right: 0in; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0in; line-height: 30px; font-size: 11pt; font-family: Calibri, sans-serif; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;عبدالله صدوقی، فرید باقرزاده، آرمین شاکران وحیدی، برات دادگر، بابک مینقی(فیلمساز) و اصغر قدیمی(دانشجوی دانشگاه آزاد تبریز) از فعالین آذربایجانی در تبریز طی حکمی از سوی شعبع &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;۱۱۱&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;جزائی تبریز به نود و یک روز حبس و سی ضربه شلاق تعلیقی به مدت دو سال محکوم گردیدند.&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-top: 0in; margin-right: 0in; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0in; line-height: 30px; font-size: 11pt; font-family: Calibri, sans-serif; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;این فعالین پس از پایان مراسم سخنرانی میرحسین موسوی در ورزشگاه باغشمال تبریز در &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;۴&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;خرداد &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;۸۸&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;و بدنبال طرح شعارهایی با محوریت حقوق زبانی و ملی آذربایجانیها و اعتراض به جوک نژادپرستانه سید محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین ایران و عضو کمپین انتخاباتی موسوی، توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده بودند.&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-top: 0in; margin-right: 0in; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0in; line-height: 30px; font-size: 11pt; font-family: Calibri, sans-serif; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;بر اساس حکم صادره قاضی محمدی رئیس شعبه &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;۱۱۱&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;جزائی تبریز اتهام این افراد را اخلال در نظم عمومی عنوان کرده است. آنها متهمند که از طریق سردادن شعارهایی بر علیه سید محمد خاتمی و درخواست حقوق زبانی آذربایجانیها به ایجاد سر و صدا در حین سخنرانی میرحسین موسوی در ورزشگاه تختی پرداخته اند.&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-top: 0in; margin-right: 0in; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0in; line-height: 30px; font-size: 11pt; font-family: Calibri, sans-serif; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;جلسه دادگاه این فعالین يکشنبه &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;۱۷&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;آبان ٨٨ به صورت غیر علنی برگزار شده بود و حکم صادره &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;۱۲&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;آبان &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;۸۸&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;به آنها ابلاغ گردیده است.&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-top: 0in; margin-right: 0in; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0in; line-height: 30px; font-size: 11pt; font-family: Calibri, sans-serif; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;متهمین در طول دوره بازداشت و دادرسی از حق داشتن وکیل محروم بوده اند.آنها در دوران بازداشت مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفته اند.&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-top: 0in; margin-right: 0in; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0in; line-height: 30px; font-size: 11pt; font-family: Calibri, sans-serif; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;گفتنی است بدنبال انتشار فیلمی در اینترنت که محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین ایران (كه از موسوي حمايت كرده است) را در حال بازگویی جوکی در مورد آذربايجاني‌ها نشان می‌دهد شهرها و دانشگاههای آذربایجان به صحنه اعتراضات آذربایجانیها تبدیل شد. در جریان این اعتراضات و همزمان با سخنرانی میرحسین موسوی در تبریز ماموران امنیتی با حمله به عده ای از حاضرین که شعار سر می دادند، آنها را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده و عده زیادی را بازداشت کرده بودند.&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-top: 0in; margin-right: 0in; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0in; line-height: 30px; font-size: 11pt; font-family: Calibri, sans-serif; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;نادر و جهانبخش بخت آور، مهدی و علی ایمانی(دانشجویان دانشگاه تبریز) و حامد حسن زاده(دانشجوی دانشگاه آزاد تبریز) از دیگر فعالین آذربایجانی هستند که در جریان این سخنرانی بازداشت و به قید وثیقه آزاد شده بودند و اکنون در انتظار محاکمه به سر می برند.&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-top: 0in; margin-right: 0in; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0in; line-height: 30px; font-size: 11pt; font-family: Calibri, sans-serif; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;ساوالان سسی&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify; &quot;&gt;&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: 13px; line-height: 26px; &quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Fri, 11 Dec 2009 11:19:57 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=chagmur&amp;postid=375</comments>
<dc:creator>chagmur</dc:creator>
<guid>http://chagmur.blogfa.com/post-375.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مؤهورلنميش دوْداقلاريم</title>
<link>http://chagmur.blogfa.com/post-374.aspx</link>
<description>&lt;div class=&quot;perisan&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;ائلشن اوريادلي&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دومانلئ&lt;br /&gt;ائويم ،&lt;br /&gt;لوت&lt;br /&gt;ياورولاريم ،&lt;br /&gt;ياشاييش بوْيو&lt;br /&gt;يوْرغونلولوغوم 
،&lt;br /&gt;شوشه آرخاسيندان باخان&lt;br /&gt;ايشيقسيز گؤزلريم ،&lt;br /&gt;بوْش&lt;br /&gt;اللريم 
،&lt;br /&gt;ايتيردي‌ييم&lt;br /&gt;مين ،&lt;br /&gt;تاپديغيم&lt;br /&gt;صيفيرين آلتيندا ياريمچيق بير ،&lt;br /&gt;مين 
بير بيتمه‌ین&lt;br /&gt;ديله‌كلريم ،&lt;br /&gt;و……..&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قورقوشونلا مؤهورله دي يين&lt;br /&gt;دوْداغلاريم ،&lt;br /&gt;دينله مني !&lt;br /&gt;من ازيلسه م ده 
،&lt;br /&gt;اوزولمه ميشم !&lt;br /&gt;من هله ده ،&lt;br /&gt;وارام ،&lt;br /&gt;يومروغام !&lt;br /&gt;يومروغوم&lt;br /&gt;آل 
بايراغيم منيم .&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;!-- END POST-ENTRY --&gt;&lt;!--
		&lt;div id=&quot;single-post-metadata&quot;&gt;
			&lt;h3 class=&quot;post-footer-header&quot;&gt;
				Comments and trackbacks are both currently closed
								&lt;/h3&gt;
			&lt;h3 class=&quot;post-footer-header&quot;&gt;
				&lt;img src=&quot;http://www.yenises.org/wp-content/themes/plaintxtBlog/icons/feed.png&quot; alt=&quot;XML&quot; /&gt; &lt;a href=&apos;http://www.yenises.org/?feed=rss2&amp;p=911&apos;&gt;RSS 2.0 feed&lt;/a&gt; for these comments
			&lt;/h3&gt;
			&lt;p  class=&quot;post-footer&quot;&gt;This entry (&lt;a href=&quot;http://www.yenises.org/?p=911&quot; title=&quot;Permalink to 21 آذر حرکاتی نین ایل دؤنومونه گؤره&quot; rel=&quot;bookmark&quot;&gt;permalink&lt;/a&gt;) was posted on Sunday, December 10th, 2006 at 4:44 AM by samad and categorized in &lt;a href=&quot;http://www.yenises.org/?cat=4&quot; title=&quot;View all posts in ادبيات&quot; rel=&quot;category tag&quot;&gt;ادبيات&lt;/a&gt;. &lt;/p&gt;
		&lt;/div&gt;
	&lt;/div&gt;

&lt;div id=&quot;comments&quot;&gt;



	&lt;p class=&quot;nocomments&quot;&gt;Comments are closed.&lt;/p&gt;



&lt;/div&gt;
--&gt;
&lt;div class=&quot;navigation&quot;&gt; &lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;navigation&quot;&gt; ***&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;navigation&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;navigation&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;به مناسبت سالروز 21 آذر&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;برای پیوند مزرعه و رویای 
گرسنگان&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;هژیر پلاسچی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنواز دفاف! این هرزه پویی سگ های ولگرد است بر گوشت های 
پاره پاره ی تازه که هنوز از آنها بخار زندگی برمی خیزد. برف آذرماهی تبریز گل داده 
است. برف گل کرده است در اردبیل و ارومیه و میانه و زنجان. برف گل های سرخ درشت 
داده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنواز دفاف! این زوزه ی درندگان خون آشام است مست از بادیه ی خون. باد بوی عفونت 
جنازه دارد بس که پیچیده است بر چوبه های دار. کوروشِ حاکمان آسوده خوابیده است بر 
شط جنازه های مثله شده.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنواز دفاف! این سماع گلوله است و گوشت و عصب و استخوان آدمی. این ناله ی تجاوز 
مکرر در مکرر است بر عصمت یک مردم. این خون باکرگی سریه خانم است بر برف سپید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنواز دفاف! این زهراب گلوی جنازه های باد کرده بر طناب دار است. این چشم های وق 
زده ی&lt;strong&gt; ربیع الدین کبیری و فریدون ابراهیمی &lt;/strong&gt;است. این &lt;strong&gt;آل 
اسحق خویینی &lt;/strong&gt;است که در انتهای عمامه اش دیگر نفس نمی کشد. این 
&lt;strong&gt;محمدامین آزادوطن &lt;/strong&gt;است با پیکره ای که به سرب مذاب دریده اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنواز دفاف! در تقدیر شوم مردمان. مردمانی که در صبحگاه 21 آذر سربرآوردند از 
خواب تاریخ و بر ستم زمانه شوریدند. مردمانی که در صبحگاه 21 آذر پاره پاره ی ارتش 
ظفرنمون ملی بر خاک خوابیدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حالا این سماع تا گاه باژگونگی تاریخ، تا گاه روایت های تقلبی، تا گاه پرده 
کشیدن بر جنون و جنایت باقی است. پس بنواز دفاف! برای ما که در چشم بالانشستگان تا 
همیشه ی همیشه متجاسر و وطن فروش می مانیم و خود با قلبی که در دست گرفته ایم، با 
چشمان باز به مسلخ می رویم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;………………..&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;(2)&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;صفرخان برنو رُ بردار&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;غریبه ای مرد 
با روزگار من. روزگار من زمانه ی بی همه چیز دلهره است. روزگار تردیدهای ناتمام. 
روزگار شک. تنها مانده ای خان! این معبر صعب امروز را نخواهی گذراند. اینجا پر است 
از دلقکان و روسپیان و حرافان، خداوندگاران فک.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جهان دیگر جهان آرمان های پاک تو نیست صفرخان! جهان تغییر کرده است. دیگر هیچ کس 
رو به سوی ستاره ی تو نماز نمی خواند. دیگر ما قدیمی شده ایم خان! قدیمی و مندرس. 
تفی شده ایم بر چهره ی روزگار. مایی که نمی توانیم هنوز تنها جای نام ها را در نامه 
های عاشقانه مان عوض کنیم، مایی که نمی توانیم بیهودگی های جهان را تاب آوریم، مایی 
که نمی توانیم بفهمیم مقاومت و اخلاق و ایستادگی واژه های کهنه ایست. بوی نا گرفته 
ایم مردِ مردستان!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نه دیگر این جهان جای تو نیست. وقتی پلشتی و کثافت تا کنار دستت، تا درون 
رختخوابت، تا زیر پیراهنت می آید. وقتی چهره ها درهم و حرف ها مفت، وقتی خط های 
حماقت هی تنگ تر می شود جهان دیگر ارزش ماندن ندارد. اینجا جهان یخ باد و تگرگ است، 
جهان شب های عاشق شکن و گریه های بیهوده، جهان مرگ قصه و بی کسی آینه ها. و تو خوب 
کردی خان! صفرخان! خوب کردی که رفتی. تو لابد می دانستی که جهان دیگر جهان زیبایی 
های بی پایان نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حالا که ایستاده ای با آن شولای مردانه بر گذرگاه تاریخ، کنار دستت، کمی دورتر 
از هیاهوی این روزها جایی هم برای ما نگاه دار. این ریه ها دیگر از ذرات هوا پر نمی 
شود. چمدانم را بسته ام، گذاشته ام پشت در. دیر و زودش فرقی نمی کند. دیگر از این 
جهان فقط خستگی می بارد. ما هم آمدنی شده ایم مرد!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Fri, 11 Dec 2009 10:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=chagmur&amp;postid=374</comments>
<dc:creator>chagmur</dc:creator>
<guid>http://chagmur.blogfa.com/post-374.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روشنفکر ایرانی و ترس از مقوله حق تعیین سرنوشت-مجید نظری  </title>
<link>http://chagmur.blogfa.com/post-373.aspx</link>
<description>
&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: 11px; &quot;&gt;&lt;div class=&quot;PostTitle&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-weight: bold; font-size: 9pt; padding-bottom: 2px; color: white; padding-top: 6px; font-family: Tahoma; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;color: rgb(248, 248, 248); font-weight: normal; line-height: 18px; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(0, 0, 0); &quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;postbody&quot; style=&quot;padding-right: 5px; font-size: 9pt; padding-bottom: 3px; color: rgb(248, 248, 248); line-height: 1.5em; padding-top: 3px; font-family: Tahoma; &quot;&gt;&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;direction: rtl; line-height: 18px; unicode-bidi: embed; text-align: justify; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(0, 0, 0); &quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;direction: rtl; line-height: 18px; unicode-bidi: embed; text-align: justify; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 19px; font-family: Tahoma; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(0, 0, 0); &quot;&gt;آنچه نویسنده را بعنوان یک فعال فرهنگی و دانشجوئی آذربایجان به حیرت وا می دارد، اصرار بیش از حد روشنفکران ملت فارس در نفی اصل حق تعیین سرنوشت ملی برای ملل غیرفارس در ایران است. این دسته از روشنفکران اگرچه مدارک خوب دانشگاهی دارند و هر از گاهی هم با سایتهای اینترنتی و خبرگزاریها مصاحبه های مفصل و طولانی انجام میدهند، اما حتی به آنچه که خود تدریس می کنند نیز باور ندارند و بدین طریق اصولی ترین موارد وجدان و اخلاق را زیر پاگذاشته و بی خیال از مسئولیت اجتماعی و روشنفکریشان با آسمان و ریسمان بهم بافیدن سعی می کنند که هر نوع تمایلات ملی و مبتنی بر حق تعیین سرنوشت ملی توسط فعالان آذربایجان را به بیگانه ها نسبت دهند. آنها اگرچه این حق تعیین سرنوشت را برای فلان چند صد هزار قوم ناشناخته در افریقا و یا آمریکای جنوبی قبول دارند، اما وقتی نوبت به ملل ساکن ایران می رسد چشم های خود را بسته و وارد کوچه علی چپ می شوند. دسته ای از این روشنفکران نیز می گویند که این حق تعیین سرنوشت شامل مللی می شود که سرزمینشان توسط یک نیروی خارجی اشغال شده است. و یا از باب نصحیت روشنفکران ملی و ضد تبعیض نژادی و زبانی وارد شده و هر گونه حق تعیین سرنوشت برای ملل غیر فارس را معادل با بدختی، فقر و فلاکت آن ملل وانمود می کنند. اما سوالی که مطرح است اینست که خیانت به آرمانهای روشنفکری توسط روشنفکران وطنی تا کی ادامه خواهد داشت؟ اگر شما درس دمکراسی را بهتر از همه بلدید و حتی مدرس آن نیز هستید، پس چرا وقتی به آذربایجان می رسید صورت مسئله را پاک می کنید؟ بجز معدود نویسندگان و روشنفکرانی که می گویند اگرچه از پی گیری مسئله حق تعیین سرنوشت ناراحت و نگران هستند ولی در صورتیکه در یک انتخابات آزاد ملتی به استقلال و جدا شدن از ایران رای داد علیرغم میل باطنی خویش مجبور به قبول آن هستند (اشاره به مصاحبه ف.تابان). اکثریت قریب به اتفاق روشنفکران فارس با دور زدن ستم ملی در ایران و چسبیدن به دمکراسی و جمهوریتی که در آن اثری از اصل حق تعیین سرنوشت ملی نباشد بدنبال حل مشکل نظام سیاسی ایران هستند. حتی بعضی از آنها با بایکوت خبری بازداشت شدگان آذربایجان خوشحالی خویش را از بازداشت آنها توسط اطلاعات در جلسات خصوصی نیز پنهان نمی کنند و سپس در جلوی دوربینها ظاهر شده و از حقوق انسان و دمکراسی دفاع می کنند. این تیپ از روشنفکران با این نوع رفتار خود زمینه هر گونه دیالوگ دو طرفه را از بین برده و بدین وسیله فاصله بین ملل تحت ستم و ملت فارس را به بی نهایت سوق می دهند. این دسته از روشنفکران بهتر است عوض چسبیدن به مورد عراق به مورد چک و اسلواکی اشاره کنند. چرا این دسته از روشنفکران این قدر پرده دری می کنند و عملا مسیر صلح و سازش را می بندند. وظیفه یک روشنفکر داشتن شناخت دقیق و واقعبینانه از مسائل و صداقت به دنیای روشنفکری است. حداقل بگذارید با متانت، با اخلاق و متمدنانه با یکدیگر صحبت کنیم و اگر روزی ملتی خواست مستقل بشود به خواسته آن احترام بگذاریم. این نوع برخورد روشنفکران ملت فارس گسترش دهنده زمینه خشونت درآینده خواهد بود. حداقل می توانیم همسایگان خوبی برای هم دیگر باشیم و یا با ایجاد اتحادیه های منطقه ای و یا حتی نظام کنفدرال مجددا زندگی نوینی را در کنار یکدیگر تجربه کنیم. چشم پوشی به خواسته های  ملی که در قالب هویت طلبی و مبارزات ضد تبعیض نژادی و زبانی متبلور می شود، چاره درد نخواهد بود. دنیای معاصر دیگر دنیای 1945 و یا 1324 نیست. ملت آذربایجان هوشیارتر از همه زمانها و جددی تر از گذشته تاریخی خود بدنبال حقوق ملی اش است. حقوقی که درچارچوب مطالبات مدنی و دمکراتیک مطرح است. بایستی به این درجه از رشد سیاسی و ملی آذربایجان احترام گذاشت. بی احترامی به این شعور آتش کینه و نفاق را شعله ورتر می کند. شرایط موجود جهانی و بیداری ملی در آذربایجان به مرحله ای رسیده است که برگشت ناپذیر نیست. رسالت روشنفکری و مسئولیت اجتماعی ایجاب می کند که &quot;چشم ها را بایستی شست، جوری دیگر باید دید&quot;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;direction: rtl; line-height: 18px; unicode-bidi: embed; text-align: justify; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 19px; font-family: Tahoma; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(0, 0, 0); &quot;&gt;&quot;گونئی آذربایجان اویرنجی حرکاتی&quot;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;



</description>
<pubDate>Fri, 11 Dec 2009 10:25:16 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=chagmur&amp;postid=373</comments>
<dc:creator>chagmur</dc:creator>
<guid>http://chagmur.blogfa.com/post-373.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سه دلیل حبس هشت ساله متین پور (بخش اول)-تحلیل مردم شناسانه اتهام ارتباط با بیگانه - ابراهیم رشیدی  </title>
<link>http://chagmur.blogfa.com/post-372.aspx</link>
<description>&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;line-height: 36px; &quot;&gt;&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-top: 0in; margin-right: 0in; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0in; line-height: 30px; font-size: 11pt; font-family: Calibri, sans-serif; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed; &quot;&gt;&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; face=&quot;Tahoma&quot; size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: 13px; line-height: 26px; &quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-top: 0in; margin-right: 0in; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0in; line-height: 30px; font-size: 11pt; font-family: Calibri, sans-serif; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;ای موسی! فراموش نکن زمانیکه قتلی مرتکب شده بودی ما تو را از مصر خارج کردیم تا سرزمین های آزاد را تجربه کنی و برای رهایی بنی اسرائیل برگردی ( تورات، نقل به مضمون).&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; lang=&quot;TR&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-top: 0in; margin-right: 0in; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0in; line-height: 30px; font-size: 11pt; font-family: Calibri, sans-serif; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;ارتباط با بیگانه یا همان جهان خارج به عهد عتیق برمی گردد که خداوند موسی را در جوانی از مصر فراری داد تا بعد از سالها برای نجات بنی اسرائیل برگردد و آنگاه که فرعون مصر بنی اسرائیل را تعقیب کرد در دریا غرق شد و این چنین آزادی بردگان بنی اسرائیل باعث آزادی مصریان (ملت حاکمی که خود تحت ظلم فرعون بود) گردید.&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; lang=&quot;TR&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-top: 0in; margin-right: 0in; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0in; line-height: 30px; font-size: 11pt; font-family: Calibri, sans-serif; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;فردی که شخص دیگری را دستگیر می کند حلقه دیگر دستبند را به دست خود می بندد ، ملتی که نقش زندانی را به ملت دیگر تحمیل می کند خود نیز مجبور به ایفای نقش زندانیان است، با آزادی ملت مظلوم ملت ظالم هم آزاد می شود.&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; lang=&quot;TR&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-top: 0in; margin-right: 0in; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0in; line-height: 30px; font-size: 11pt; font-family: Calibri, sans-serif; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;چرا حاکمان از ارتباط با بیگانه می ترسند؟ مگر این بیگانه چه دارد؟ راستی آنها از چه نوع بیگانه ای می ترسند؟ اگر آنها برای ما بیگانه اند پس ما هم بر آنها بیگانه ایم، آنگاه آنها چرا از ارتباط با مای بیگانه نمی ترسند؟ بلکه آنها هم می ترسند؟&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; lang=&quot;TR&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-top: 0in; margin-right: 0in; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0in; line-height: 30px; font-size: 11pt; font-family: Calibri, sans-serif; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;همه چیز از نوع نگریستن شروع می شود. فرض کنید در فیلم آمریکایی یک سرخ پوست کراو ، بینی همسرش را به جزای خیانت می برد چه احساسی به شما دست میدهد ، آیا از عمل او متنفر می شوید؟ یا اینکه صحنه سوزاندن زن بیوه ای که شوهرش مرده است مشاهده کنید؟ احساس می کنیم که باید نهادی مانع این کارها گردد.&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; lang=&quot;TR&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-top: 0in; margin-right: 0in; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0in; line-height: 30px; font-size: 11pt; font-family: Calibri, sans-serif; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;زمانیکه محصل دوره ابتدایی بودم گاهگاهی پایگاه مقاومت فیلمهایی با موضوعات جنگ ایران و عراق در مساجد روستا پخش می کردند. در صحنه ای رزمنده ایرانی با مخفی شدن در تاریکی سایه خاکریز نگهبانی عراقی را دستگیر کرده و با سر نیزه سر او را برید. حاضرین مسجد همگی تکبیر گفتند. فراموش نکنیم حاضرین صحنه بریدن بینی زن خیانتکار و سوزاندن بیوه نیز مراسمی شبیه پایکوبی دارند.&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; lang=&quot;TR&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-top: 0in; margin-right: 0in; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0in; line-height: 30px; font-size: 11pt; font-family: Calibri, sans-serif; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 26px; font-family: Tahoma, sans-serif; &quot;&gt;از دید یک مردم شناس فرق است میان نگریستن به یک جامعه از بیرون و نگریستن بدان از درون.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-top: 0in; margin-right: 0in; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0in; line-height: 30px; font-size: 11pt; font-family: Calibri, sans-serif; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed; &quot;&gt;&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; face=&quot;Tahoma&quot; size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: 13px; line-height: 26px; &quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Fri, 04 Dec 2009 19:49:15 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=chagmur&amp;postid=372</comments>
<dc:creator>chagmur</dc:creator>
<guid>http://chagmur.blogfa.com/post-372.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقد تجدد به جای نقد سنت / ماشاالله آجودانی</title>
<link>http://chagmur.blogfa.com/post-371.aspx</link>
<description>&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;                 &lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;   ... هابزبام، مورخ سرشناس انگلیسی می‌گوید: اینجا همان جایی &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;                        است که سر و کله مورخ پیدا می‌شود تا چند چون این ارتباط &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;                        را بازشناسد، فی‌المثل این مورخ است که نشان می‌دهد، &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;                        می‌بایست در همه این سال‌ها با نادیده گرفته شدن &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;                        ابتدایی‌ترین حقوق انسانی که بر اقلیت‌های قومی یا زنان ما &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;                        رفته است، در آینده ایران، دموکراسی نمی‌تواند، بدون نهادی &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;                        کردن حقوق اساسی اقلیت‌ها و زنان به حل مشکلات مستمر تاریخ &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;                        ما بپردازد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;                        شناخت اصولی دین گذشته، برای درک بهتر وضعیت آینده ما امر &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;                        ضروری است؛ شناختی که حاصل نقد و نظر باشد؛ نقد به معنی &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;                        واقعی کلمه و نه نفی. هنر نقد در این نیست که اشتباه‌های &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;                        فاحش این و آن را نشان دهیم. هنر واقعی نقد در این است که &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;                        نشان داده شود. این اشتباه‌های فاحش از چه مجرایی سرچشمه &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;                        گرفته و چگونه امکان‌پذیر شده‌اند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;                        تجدد و مدرنیسم و به تبع آن فرهنگ دموکراسی، بخشی از غرب &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;                        با نقد سنت و در جریان تحول سنت، به تدریج آغاز شد و بعد &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;                        به نقد همه جانبه آن پرداخت. یعنی تجدد در غرب، حاصل &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;                        تحولات درونی تاریخ غرب بود. اما در کشورهایی چون ایران،‌ &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;                        نقد سنت نه از درون تحولات تاریخ ایران که از درون تجدد &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;                        غربی و از منظر ایدئولوژی‌های ریز و درشت آن آغاز شد و در &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;                        مسیر تحولات خود، با طرح پرسش‌های نادرست به جای نقد اصولی &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;                        گذشته،‌ به نفی بسیاری از دستاوردهای فرهنگ درخشان ما &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;                        برآمد. پرسش‌های نادرست، پاسخ‌های نادرست را هم به همراه &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;                        می‌آورد و به عدم تعادل در داوری منجر می‌شد؛ تاریخ معاصر &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;                        ایران، سرشار از این عدم تعادل‌هاست.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Fri, 04 Dec 2009 08:26:43 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=chagmur&amp;postid=371</comments>
<dc:creator>chagmur</dc:creator>
<guid>http://chagmur.blogfa.com/post-371.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نژادپرستي در ايران معاصر: مصاحبه اي با پرفسور عليرضا اصغرزاده[1]  </title>
<link>http://chagmur.blogfa.com/post-370.aspx</link>
<description>&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-top: 0cm; margin-right: 0cm; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0cm; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; &quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; &quot;&gt;مصاحبه 
كننده: فرزين از سايت &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang=&quot;EN-US&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 10pt; &quot;&gt;www.&lt;cite&gt;&lt;font color=&quot;#008000&quot;&gt;advocacynet.org&lt;/font&gt;&lt;/cite&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; &quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-top: 0cm; margin-right: 0cm; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0cm; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; &quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; &quot;&gt;مترجم: 
ائلياز گونئيلي&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang=&quot;EN-US&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 10pt; &quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-top: 0cm; margin-right: 0cm; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0cm; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; &quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang=&quot;EN-US&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 10pt; &quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-top: 0cm; margin-right: 0cm; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0cm; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; &quot;&gt;ترجمه 
برگرفته از سايت: &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;EN-US&quot; style=&quot;font-size: 10pt; &quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://oyrenci.com/&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;www.oyrenci.com&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; &quot;&gt; مي باشد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot; &quot; style=&quot;margin-top: 0cm; margin-right: 0cm; margin-bottom: 0pt; margin-left: 0cm; text-indent: 12pt; text-align: justify; &quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang=&quot;EN-CA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; &quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-top: 0cm; margin-right: 0cm; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0cm; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; color: rgb(0, 0, 102); &quot;&gt;قبل 
از اين من در وبلاگم از عدم توجه كافي به پوشش مسائل حقوق شهروندي و نژاد پرستي 
ابراز تاسف كرده بودم. با توجه به اينكه ديدگاه شخصي من منحصر به جامعه فارس خارج 
ايران مي باشد، تصميم گرفتم به سراغ يك صاحبنظر بروم؛ هرچند ايشان اولين فردي 
نيستند كه به موضوع نژادپرستي در مورد آذربايجانيهاي ايران پرداخته است. نام ايشان 
دكتر عليرضا اصغرزاده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-top: 0cm; margin-right: 0cm; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0cm; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; color: rgb(0, 0, 102); &quot;&gt;دكتر 
اصغرزاده دكتراي خود را از دانشگاه تورنتو گرفته و هم اكنون نيز عضو هيات علمي در 
دپارتمان جامعه شناسي دانشگاه يورك تورنتو كانادا مي باشند. حوزه هاي مطالعه ايشان 
شامل جهاني شدن، مطالعات ايران، فرهنگ و جامعه خاورميانه، تئوري اجتماعي، جامعه 
شناسي آموزش، و نابرابري اجتماعي در كنار ديگر موارد مي شود. كارهاي ايشان در 
ژورنال هاي مختلفي چاپ شده است كه برخي از آنها بدين قرار مي 
باشند:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot; &quot; style=&quot;margin-top: 0cm; margin-right: 0cm; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0cm; text-align: justify; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;EN-CA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; color: rgb(0, 0, 102); &quot;&gt;-Middle East Review of 
International Affairs,&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;EN-US&quot; style=&quot;font-size: 10pt; color: rgb(0, 0, 102); &quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot; &quot; style=&quot;margin-top: 0cm; margin-right: 0cm; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0cm; text-align: justify; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;EN-US&quot; style=&quot;font-size: 10pt; color: rgb(0, 0, 102); &quot;&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;EN-CA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; color: rgb(0, 0, 102); &quot;&gt;-Journal 
of Studies in International Education,&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot; &quot; style=&quot;margin-top: 0cm; margin-right: 0cm; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0cm; text-align: justify; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;EN-CA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; color: rgb(0, 0, 102); &quot;&gt;- 
Canadian and International Education,&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot; &quot; style=&quot;margin-top: 0cm; margin-right: 0cm; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0cm; text-align: justify; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;EN-CA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; color: rgb(0, 0, 102); &quot;&gt;- 
Language and Education, &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot; &quot; style=&quot;margin-top: 0cm; margin-right: 0cm; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0cm; text-align: justify; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;EN-CA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; color: rgb(0, 0, 102); &quot;&gt;-Journal 
of Educational Thought,&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot; &quot; style=&quot;margin-top: 0cm; margin-right: 0cm; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0cm; text-align: justify; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;EN-CA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; color: rgb(0, 0, 102); &quot;&gt;- 
Journal of Post-Colonial Education,&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot; &quot; style=&quot;margin-top: 0cm; margin-right: 0cm; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0cm; text-align: justify; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;EN-CA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; color: rgb(0, 0, 102); &quot;&gt;- 
Journal of African Studies,&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot; &quot; style=&quot;margin-top: 0cm; margin-right: 0cm; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0cm; text-align: justify; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;EN-CA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; color: rgb(0, 0, 102); &quot;&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;-Anthropology and Education 
Quarterly&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 10pt; color: rgb(0, 0, 102); &quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-top: 0cm; margin-right: 0cm; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0cm; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; color: rgb(0, 0, 102); &quot;&gt;آخرين 
اثر ايشان كتاب &quot;ايران و چالش تنوع: نزادپرستي آريايي، بنيادگرايي اسلامي و مبارزات 
دموكراتيك&lt;a href=&quot;http://oyrenci.com/Articles.aspx?articleId=2255#_edn2&quot; name=&quot;_ednref2&quot;&gt;&lt;span class=&quot; &quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span class=&quot; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;EN-US&quot; style=&quot;font-size: 10pt; color: rgb(0, 0, 102); &quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&quot; 
مي باشد(اين كتابي است كه من توانستم آنرا مطالعه كنم و به شما نيز مطالعه آنرا 
پيشنهاد مي كنم). ايشان همچنين يكي از دو نويسنده اثر &quot;تحصيل و تفاوت در متن 
افريقاي معاصر&quot; و اثر&quot; گسست هاي ديازپورايي: جهاني شدگي، مهاجرت و جلوه هاي هويت&lt;a href=&quot;http://oyrenci.com/Articles.aspx?articleId=2255#_edn3&quot; name=&quot;_ednref3&quot;&gt;&lt;span class=&quot; &quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span class=&quot; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;EN-US&quot; style=&quot;font-size: 10pt; color: rgb(0, 0, 102); &quot;&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&quot; 
(در دو جلد) مي باشند. خوشوقت بودم كه توانستم لحظاتي با دكتر اصغرزاده سخن بگويم و 
مي بايست اشاره كنم كه ايشان را انساني اميدبخش و يكي از درخشانترين افرادي يافتم 
كه تاكنون ملاقات كرده ام. از آنجايي كه ايشان هم اكنون در تورنتو تدريس مي كنند 
نتوانستم مصاحبه اي ويديوئي با ايشان داشته باشم اما مي توانستم از طريق ايميل با 
ايشان ارتباط برقرار كنم. چون اين مصاحبه بسيار طولاني بود آنرا چند قسمت كردم و هم 
اكنون شما (دو) قسمت اول &lt;span&gt; &lt;/span&gt;از اين مصاحبه را 
مي خوانيد:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-top: 0cm; margin-right: 0cm; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0cm; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; &quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Sat, 28 Nov 2009 17:52:03 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=chagmur&amp;postid=370</comments>
<dc:creator>chagmur</dc:creator>
<guid>http://chagmur.blogfa.com/post-370.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
